خرید بک لینک

درباره سایت

193

آخرین مطالب

امکانات وب

رسمِ بى شرمانه ايست دنيا وقتى خوابت مى كند

و خواب مى بينم كه امن ترين جاى جهان نگاه توست

و لذت بخش ترين كار جهان نگاه كردن به توست

و زيباترين سفر،رفتن به عمق نگاه توست

بى شرمانه تر وقتى كه بيدارت مى كند

و از نگاهت چيزى جز يك نقاشى مضحك باقى نمانده ست

+ نوشته شده در ۱۳۹۵/۰۱/۰۵ساعت 13:41 توسط باران رنجبر |

برچسب: نویسنده: متین حسینی‌پور تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 15:15

هوا گرم است،ابريست،بارانيست،هوا حتى يك نفره هم نيست
هوسِ لواشك كردم ،هوس باريدن از جنوب تا شمال،

هوس سرما و لرزيدن كنارِ آتشى كه تو به پا كردى،

هوس رقصيدن و پارس كردن با سگهاى بى پدر،

هوس گريه كردن زير چادرِ رنگى مادر،

هوس فرار رو به درخت پشت به تنهايى،هوس آغوش گرم يار،يارِ وفادار

+ نوشته شده در ۱۳۹۵/۰۱/۱۱ساعت 21:11 توسط باران رنجبر |

برچسب: نویسنده: متین حسینی‌پور تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 15:15

از درك جهانى كه در آن گنجانده شده ام بر نمى آيم،در تنهايى كه نصيب خود كردم نميگنجم

نمى فهمم چگونه مى شود دلى را تا ابد از خود خرسند نگه داشت و باعث آرامشش شد

چرا از پس خوبى ها بر نمى آيم و هميشه در گريز از چشم تو بودم در حاليكه چشم تو بودم

+ نوشته شده در ۱۳۹۵/۰۱/۱۸ساعت 1:0 توسط باران رنجبر |

برچسب: نویسنده: متین حسینی‌پور تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 15:15

چشم ما هميشه دروغ مى گويد
روى بيرحم زندگى همين جاست

برچسب: نویسنده: متین حسینی‌پور تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 15:15

زمان عقربى است تنها
كه كمر بسته به مرگ لحظه ها يم
نشسته ام بر مدار اين دايره سياه
آنسوى اين دايره تويى
معجزه نمى خواهد
ها كن!ها!
دستى به سمتم تكان بده
تا دكمه زندگى روشن شود

+ نوشته شده در ۱۳۹۵/۰۱/۲۴ساعت 13:14 توسط باران رنجبر |

برچسب: نویسنده: متین حسینی‌پور تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 15:15

چه خوبه كه اينقدر دورى كه بدى هات اصن به چشمم نمياد
و اينقدر توى دلم بزرگ شدى كه جايى واسه خودم پيدا نمى كنم

پ ن:آغوش ميخواهم

آغوشى كه به وقت مردن زنده ات كند

آغوشت را ميخواهم

+ نوشته شده در ۱۳۹۵/۰۱/۲۵ساعت 12:2 توسط باران رنجبر |

برچسب: نویسنده: متین حسینی‌پور تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 15:15

دراينچرخهىناكوك

كهآفتاببود؟

كهسايه؟!

معلومنشد

برچسب: نویسنده: متین حسینی‌پور تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 15:15

محزونمباش

ازغبارى كه بر دلت نشاند

همهى ما انسانيم

در غبارى از وهم و خيال

+ نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۴/۰۴ساعت 19:22 توسط باران رنجبر |

برچسب: نویسنده: متین حسینی‌پور تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 15:15

باز برگشتم به جايى كه قابل شناسايى نيستم،به تنهايى كه دوستش مى دارم

به سكوتى كه ازآن بغضم نمى گيرد،به خيالى كه تمامى ندارد به جوانى به نوجوانى

به بى پايان دوست داشتن؛گسستن و گذشتن از كسانى كه تنهايي ام را بزرگتر مي كنند

به تماشا

بى قاضى

بى راوى

+ نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۴/۰۵ساعت 4:24 توسط باران رنجبر

برچسب: نویسنده: متین حسینی‌پور تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 15:15

من:نمى دانم كى قرار است همديگر را بشناسيم؟ خودم:احتمالاً وقتى كار از كار گذشته باشد! من:وقتى همه چيز تمام شده خودم:يقين دارم پس از مرگ هم قادر به شناسايى هم نيستيم من:خيلى دردناكه خودم:خيلى هم دردناك نيست،حداقلش اينه كه مساوى هستيم من:كاش ميتوانستى بلند حرف بزنى،طورى كه همه ى جهان صداى تو را بشنو

برچسب: نویسنده: متین حسینی‌پور تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 15:15

صفحه بندی